نقد منصفانه – وزیر راه گفته: «واقعیت این است که جامعۀ ما در حال زوال اجتماعی است. یعنی امکان اینکه مشکلات بنیادی خود را رفع کند، ارزش افزوده ایجاد کند و امید را تزریق کند، ندارد… ما در کشور کمتر مشکلی را می‌توانیم به صورت اجتماعی حل کنیم؛ چه گرد و غبار باشد، HSE باشد چه حوادث باشد یا مسائل اقتصادی… وقتی مسائل را نگاه می‌کنیم می‌بینیم که به سرعت یک تجمع به یک آشوب تبدیل می‌شود، یک برف بلافاصله تمام جامعه را به هم می‌ریزد. این نشان می‌دهد که تاب‌آوری اجتماعی به مفهوم استوار و پایدار آن دچار مشکل است.»
پُربیراه نگفته جناب آخوندی. مشکلات بنیادیِ عدیده‌ای داریم که تا رفع نشده‌اند، راه به جایی نخواهیم بُرد. و قطعاً یکی از مشکلاتِ بنیادیِ جمهوری اسلامی، چنبره انداختنِ دسته‌ای مدیرِ شبهِ‌توسعه‌گراست که با چند دهه سیطرۀ بی‌چون‌وچرا بر ذهنِ و عینِ جامعه، مجال سربرآوردن و نفس کشیدن را از جمهوری اسلامی گرفته‌اند.
زوالِ اصلی جامعۀ ایرانی، نه تجمع و اعتراضِ گروه‌هایی از جمهورِ مسلمان به وضع نامطلوب معاش و مدیریت، که سلطه‌جوییِ محافظه‌کاریِ تمامیت‌‌خواهی‌ست که می‌خواهد تخمِ مرگ و رکود و رخوت بر جامعه بپاشد تا آسوده‌خاطر و بی‌دغدغه، حکمرانی کند.
مضحک است که کارگزارِ ازلی و ابدی‌ای مثلِ عباس آخوندی، از زوال اجتماعی ایران حرف می‌زند!

منبع / نویسنده: روح الله رشیدی