-ایمانی پارادوکس کُمدی و تراژدی چگونه در برجام جمع شد ؟!

آقای روحانی شنبه در دانشگاه تهران گفت “ما در مذاکرات هسته‌ای و در توافق برجام به مواردی و منافعی رسیدیم که غیرقابل بازگشت است. هیچ کس نمی‌تواند آن را برگرداند. نه ترامپ بلکه ده ترامپ دیگر هم نمی‌توانند… می گویند ما آمریکا را فریب داده ایم. در زمینه اقتصادی از جذب سرمایه گذاری‌های خارجی و گشایش اعتبارات بزرگ در بانک‌های بین‌المللی منافع بسیاری برای کشور حاصل شده که غیرقابل بازگشت است”.

🔹اما نه تنها ولی الله سیف و علی اکبر صالحی که حتی محمد جواد ظریف هم ۲۰ ماه پس از اجرای برجام،ادعای روحانی را تایید نمی کند؛ چنان که به گزارش هفته نامه نیویورکر در نشست با وزرای خارجه ۱+۵ به صراحت گفته است “هنوز نمی‌توانیم در انگلیس یک حساب بانکی باز کنیم”! لازم نیست ترامپ چیزی را برگرداند؛ تقریبا هیچ تحریمی نرفته که بخواهد برگردد. فقط از این زاویه دید است که برگشت ناپذیری برجام مفهوم پیدا نمی کند و گرنه برجام از ابتدا هم به جز یکی دو مورد محدود، معلق کننده یا بازدارنده تحریم ها نبوده است.

🔸این، اتفاقی تلخ و موهن برای دولت است که وزیر خارجه او از موضع پایین و به گلایه می گوید “هنوز نمی‌توانیم در انگلیس یک حساب بانکی باز کنیم”، بی آنکه طرف های دیگر، کمترین حرکتی برای جبران بکنند. چرا؟ پاسخ روشن است. چون آقای روحانی همچنان ، تصویر “فتح الفتوح” و اینکه “می گویند ما سر آمریکا کلاه گذاشته ایم”(!) از برجام ترسیم می کند. خب! دیگر جای گلایه ای باقی نمی ماند؟ مالباخته ای که خود را نابغه و برنده و متهم به کلاه گذاشتن در برخی اذهان معرفی می کند، پیش کدام قاضی برود و شکایت از چه و که بکند؟ اینجا ما با آمیزه ای از تراژدی و کمدی سیاه مواجهیم.

🔹آسیب پدید آمده تا حدودی عمیق است؛ روحانی و حلقه اول او نه پیش پا افتاده ترین واقعیت ها درباره شیطان بزرگ را پیش بینی کردند، نه به دوراندیشی دلسوزان که دعوت به احتیاط می کردند، گوش سپردند و نه اکنون که تمام آن رویا اندیشی ها سراب از آب درآمده، شخص آقای روحانی حاضر است غرور نابجای خود را بشکند و لا اقل راه خسارت بیشتر را ببندد. با این وصف خسارت های پیش رو ممکن است بیش از آنی باشد که کشور تا کنون متحمل شده است.

♦️زمانی فرشاد مومنی اقتصاددان حامی دولت، نسبت به جولان “لیبرال های مغرور و جاهل” دوره سازندگی در اطراف روحانی هشدار داد و تصریح کرد که دولت مشغول آینده فروشی در حوزه ایجاد تعهدات و بدهی های اقتصادی خارجی است. اکنون آن هشدار به کلیت سیاست خارجی دولت و مرزهای امنیت ملی توسعه پیدا کرده است. اکنون مسئله مهم این است که آقای روحانی اگر اعلام هشدار را حتی از سیف و صالحی و ظریف نمی شنود و نمی پذیرد، با چه مکانیزمی باید او را از خطر پیش رو آگاه کرد؟ و آیا ماجرا از سر بی خبری است یا تجاهل؟

 

نویسنده: محمد ایمانی
منبع: کانال تلگرام « محمد ایمانی »