من ِ نوعی، متولد همان روزهای پیروزی انقلابم؛ یعنی اواخر دی ۵۷ .
دقیقاً همزمان با نظام، نسل همقطار من هم رشد و نمو کرده است.

⏺ دهه شصت، دوره‌ی تربیت ما بود و کاشت شور و معنویت انقلابی در دل و ذهن‌مان.
این دوره را یا در تشییع حیات‌بخش شهدا بودیم یا مراسمات پرشور ایام‌الله یا هیئات مکتبی یا پایگاه‌های زنده‌ی بسیج مسجد و مدرسه.. .
اینها به خاطر تمهیدات سازمانی نظام نبود، بلکه از تربیت خانوادگی و هدایت مربیان فرهنگی ِ مظلومی که خود را وقف پرورش نوجوانان کرده بودند.

↔️ دهه هفتاد، زمان مواجهه‌ی ما با عالم سیاست و کسب تحلیل سیاسی بود و اجتماعی شدن‌مان.
تا آمدیم از سیاست ِ عین دیانت سردربیاوریم، با فضایی مضطرب و وحشی از تقابلات صوری چپ و راست در دانشگاه و جامعه مواجه شدیم و پیش روی‌مان گروه‌ها و احزابی بودند مشغول به سیاست‌بازی، نه ظرفیت‌سازی سیاسی برای جوانان.
با این حال، بودند عناصری انقلابی و پیشکسوت، که چراغ راه می‌شدند و تفکر سیاسی ناب انقلاب را به دست ما می‌رساندند.

*⃣ دهه‌ی هشتاد را باید به کسب تجربه و مهارتی می‌گذراندیم که دانشگاه به‌ما نداده بود؛ تا بتوانیم نان از عمل خویش خوریم و برای تحقق مسئولیت اجتماعی و انقلابی‌مان کار کنیم؛ نه دست‌یابی به سلسله مراتب شغلی و سازمانی.
لذا در فقدان سازوکاری نهادی برای کارآزمودگی جوانان انقلابی،
همراه همپالگی‌ها مرتب حوزه‌ی کارآزمودگی خود را انتخاب می‌کردیم و مدام جا عوض می‌کردیم،
تا در حصار دیوارهای سازمانی نظام، کپک نزنیم و مسیر فسیل‌شدگی را برنتافته، طراوت و جامعیت انقلابی خود را حفظ کنیم.

↙️ دهه نود که گمان می‌کردیم وقت میدان رفتن ما باشد، با عصر یخبندان ِ نظام مواجه شدیم.
گویی نظام بعد از این همه هزینه‌کرد مادی و معنوی، می‌خواهد همچنان «فرمان» در دست نسل قبلی‌ها بماند و هیچ نیاز و تقاضایی به «میدان» رفتن انبوه جوانان ِ دوره گذرانده‌‌اش ندارد.. و فقط راضی است ما را در ردای کارمندی یا کاسبی ببیند، همچون آنها که توان‌شان را همتراز «اداره» کوک می‌کنند و نه «اراده»ی خود.
لذا تک‌تک یا دوبه‌دو، عرصه‌هایی از نیازهای انقلاب را برای بازدهی برگزیدیم و خودمان از طرح تا اجرا دست به کار شدیم.

⏪ ما فرزندان انقلابیم؛
برآمده از آتشفشان انسان‌ساز انقلاب؛
تربیت شده در دامان پدران و مادرانی انقلابی؛
رشد یافته به دست مربیان و پیشکسوتانی باشوروشعور انقلابی؛
و خود-عزم کرده به عرصه‌هایی از نیازها و مسایل انقلاب.

⏹ اما با این همه، فرزندانی هستیم غریبه.
ما برای «نظام» غریبه‌ایم.
نظام نه برای رشد و نمو ما چنان که باید، ریل‌گذاری کرده بود، و نه برای ثمردهی‌مان بسترسازی کرده.
نظام مأموریتی انقلابی برای ما تعریف نکرده، و از ما کاری نخواسته کارستان؛ با آن همه مشکلات و عقب‌افتادگی‌هایی که داشته و دارد.
انگار نظام به راه خودش ادامه می‌دهد و ما هم به روال خود.

⤵️ با این وجود،
همچون خود «انقلاب»
که جاری است و در حال شدن؛
ما نیز به جریان خود ادامه می‌دهیم؛
رو به چشم‌انداز روشن و امیدبخش انقلاب؛
به مدد همان فتح‌الفتوح امام، که
«پرورش جوانان خداجوی بسیجی» بود؛
و با راهبردی راه‌ساز و گره‌گشا از جنس
«آتش به اختیار».

منبع / نویسنده: کانال پیشرفت به سبک ولایت