نقد منصفانه – حسام آشنا مشاور سرهنگی! جناب رئیس جمهور در کانال خود نوشته است: «روحانیتی که سطح زندگیش بالاتر از متوسط جامعه ست، وجودش برای شیعه ضرر دارد(استاد رحیم پور ازغدی)
آیا وجود شهیدان مطهری، مفتح،بهشتی و باهنر برای شیعه ضرر داشت؟»

در رد این مغالطه جناب آشنا برای توجیه زندگی فوق اشرافی رئیس جمهور و دیگر روحانیون بالانشین طیف متبوع خود، کافی است داستان ذیل را بخوانیم تا بدانیم چرا با وجود زندگی بالاتر از سطح متوسط امثال شهیدان بهشتی و باهنر و…وجود آنان مضر نبود اما وجود امثال حسن روحانی مضر است.

✍️ نقل می‌کنند که مرحوم ملا احمد نراقی کاشانی، نویسنده کتاب اخلاقی«معراج السعادهًْ»، ساکن در کاشان بود. درویشی که کتاب معراج السعادهًْ و بخش زهد و پارسایی آن کتاب را خوانده بود، نزد ملا احمد نراقی آمد و دید ملا احمد زندگی و دستگاه مرتبی دارد (چون ایشان مرجع بود و مردم به خانه ایشان رفت و آمد می‌کردند). درویش، وقتی آن همه بیا و برو و شهرت و دستگاه محقق نراقی را دید، تعجب کرد که این استاد اخلاق ، چرا خودش زاهد و پارسا نیست! (با اینکه در کتاب معراج السعادهًْ آن همه راجع به زهد سخن گفته است) بعد از دو-سه روز که می‌خواست مرخص شود، مرحوم نراقی فهمیده بود که برای آن درویش، معمایی پیش آمده است. به او گفت: کجا می‌خواهی بروی؟ او عرض کرد: می‌خواهم به کربلا بروم. محقق نراقی فرمود: من هم می‌آیم. او گفت: من باید چند روز صبر کنم تا مهیا شوی. مرحوم نراقی فرمود: همین الان حاضرم. به راه افتادند تا به قم رسیدند. در قم، محقق نراقی دید رنگ صورت درویش تغییر کرد. از علت پرسید. او گفت: کشکولم را در کاشان جا گذاشته‌ام. محقق نراقی فرمود: کشکول در جای خودش هست. فعلاً برویم و بعد برمی‌گردیم و کشکول شما را می‌دهم. درویش گفت: من بدون کشکول نمی‌توانم زندگی کنم و علاقه به آن دارم. باید برگردیم وآن را بردارم. مرحوم نراقی همانجا فرصت را به دست آورد؛ به او فهماند که زهد اسلام یعنی چه؟ زاهد آن نیست که در جامعه نباشد؛ شهرت نداشته باشد؛ یا ریاست نداشته باشد. زاهد کسی است که دلبستگی به چیزی یا به کسی جز خدا نداشته باشد و دلبستگی ولو به کشکول باشد، زاهد نیست.

جناب سرهنگ آشنا!
هرچند شهید بهشتی زندگی بیش از سطح متوسط داشت اما دلبستگی به آن نداشت و شاهد آن هم این عکس تاریخی از آن مرد است

اما این رفتار را مقایسه کنید با رفتارهای رئیس محترمتان جناب حسن روحانی که توصیف دلبستگی ایشان به زخارف دنیوی در این مقال نگنجد!

منبع / نویسنده: کمال لطفی