نقد منصفانه – این روزها، اغلب رسانه‌ها دنبال انجام گفتگو با امام جمعۀ تبریز هستند. بویژه شبکه‌های مختلف تلویزیونی می‌کوشند تا با حاج آقا به مصاحبه بنشینند و از کارها و رویکردش بپرسند. مبنای اغلب این تصویرسازی‌ها نیز تکریم حاج آقا بوده است. اکثر قریب‌به‌اتفاقِ این دعوت‌ها و درخواست‌ها، اما تاکنون بدون اجابت بوده و آقای آل هاشم نسبت به این درخواست‌ها، روی خوش نشان نداده است. برای اصحاب رسانه، سئوال‌برانگیز است که چرا باید چنین باشد! آن هم در شرایطی که بسیاری از چهره‌ها و شخصیت‌ها،برای حضور در تلویزیون سرودست می‌شکنند و واسطه‌تراشی می‌کنند.

پاسخ حاج آقا در نوع خودش جالب است: «برای چه بروم تلویزیون؟ مگر چه شده؟ مگر چه‌کار کرده‌‌ام که بروم و در تلویزیون تعریفش کنم؟ همۀ این کارها، اموری عادی هستند. کار خارق‌العاده‌ای نکرده‌ام که بخواهم در رسانه تبلیغش کنم.»
حاج آقا با علم به اینکه سیره و مشیِ شخصی امام جمعه، شرط لازم برای پیگیری «ماموریت»ها و «مسئولیت»های اصلی و بزرگتر است، چنین رویکردی را در پیش گرفته است. در چنین شرایطی، نخبگان و اصحاب رسانه، نباید با فروکاستن تکالیفِ عمده و بنیادینِ نمایندگان ولی فقیه در استان‌ها به تغییر در مشیِ شخصی، آنها را در ورود به میدا‌ن‌‌های مخاطره‌انگیزی نظیر پی‌جوییِ عدالت و مبارزه با فساد و ظلم، تنها بگذارند.
وقتی ولی فقیه، چالش اساسی کشور را فقدان عدالت می‌دانند و وقتی ایشان نسخۀ علاجِ این چالش را مبارزه با فساد و ظلم معرفی می‌کنند، باید هم از نمایندگان ولی فقیه انتظار داشت که خود را مهیای ورود به چنین میدانی بکنند.

اگرچه برای همۀ ما، نقل خاطرات مربوط به زیستِ مردمیِ ائمۀ جمعه، شیرین و گواراست، اما روشن است که چنین مزیت و فضیلتی، زمانی ارجمندتر خواهد بود که سرمایۀ ورود به چالش‌های اساسیِ جامعۀ اسلامی باشد.
حاج آقا آل هاشم، خود به این نکته واقف‌اند و شاید مقاومتشان در برابر اصرار رسانه‌ها برای چهره‌سازی از شخص خودشان، در همین راستا قابل تفسیر باشد. بیراه نیست که با پیش‌بینی وضعیتِ بعد از رسانه‌ای شدن، از سطحی‌سازیِ ماموریت‌های ائمه جمعه پیشگیری می‌کنند.

منبع / نویسنده: روح الله رشیدی