نقد منصفانه – «صبح زود وقتی برای حضور در دادگاه با او مواجه شدم،با بهجتی قلبی و چشم بارانی گفت:حسین جان! من مُزدم را گرفتم!دادگاه مهم نیست! دیشب خواب دیدم در صف های بی پایان و طولانی حسابرسی قیامت ،معطل و منتظرم.
چند جوان نورانی در حال عبور بودند که چشمشان به من افتاد ، دستم راگرفتند و به ملائک موکل گفتند: ما این مرد را می شناسیم،او فرج الله سلحشور است که برای معرفی چهره ما خیلی زحمت کشیده ،او هر شب قبل از خواب به ما متوسل می شد و سلام می داد و….»
🔴هشتم اسفند دومین سالروز درگذشت هنرمندی بود که رهبر انقلاب در حق او فرمود:«آثار پر آوازه و ماندگار این هنرمندِ با ایمان که مرزهای کشور را درنوردیده و مایه‌ی آبرو و اعتبار هنر سینمای ایران در چشم ملتهای دیگر کشورها گشت، بی‌گمان در شمار حسنات بازمانده از وی و موجب اجر الهی و نام نیک مردمی ایشان خواهد بود ان‌شا الله»
✅توفیق و افتخار وکالت او در پرونده های مختلف باعث ایجاد مودت و صمیمیتی ارزشمند شد که تاپایان عمر با برکتش ادامه یافت.
موفقیت سلحشور در تولید آثار ارزشمند و فاخر دینی-تاریخی که قریب یک میلیارد بیننده در سراسر جهان داشت( آن هم در محیطی امن و پاک) و نیز طراحی راهی نو در سینما ، برای دامن آلودگان تا بدانجا سخت بود که وادارشان کرد چندین و چند سناریو و پرونده علیه او تشکیل دهند.
🔴از ادعای مضحک«سرقت ادبی در فیلمنامه حضرت یوسف»توسط کسانیکه در عمرشان حتی یک فیلمنامه ده صفحه ای ننوشته بودند
🔴تا شکایت مخبر ساواک شاه علیه او به دلیل انتقادش از فساد برخی هنرمندان مستقل(!)
🔴 و تا شکایت مدیران وقت خانه سینما و چند هنرمند کذایی در ماجرای دعوت از آنجلینا جولی و…
فراموش نمی کنم همین جماعت مدعی هنری که امروز برای اخلاق و ادب اشک تمساح می ریزند،در بیرون و حتی داخل دادگاه چه توهین ها و ناسزاهایی به او می گفتند و چه بی شرمی ها که نمی کردند!همین جماعت متمدن و با کلاس!
✅خدا یاریش کرد و او علیرغم هجمه همزمان و شبانه روزی زنجیره ای های داخلی و بی بی سی و وی او ای ، از همه آن پرونده ها سربلند بیرون آمد و روسیاهی به زغال ماند
🔴فراموش نمی کنم درددل های او از صدا و سیما و دیگر متولیان فرهنگ را که علیرغم همه قول و قرارها و مذاکره ها و…حاضر نشدند برای سریال حضرت موسی (ع) و بخصوص «اصحاب اُخدود»کمترین همراهی کنند و همان موقع،پول بیت المال را به فیلم ها و سریال هایی دادند که مروج اباحی گری بود!
🔴چند ماه قبل از فوت،از حرم مطهر امیر المومنین تماس گرفت و با صدای لرزان چشم گریان گفت:«یکی از علمای نجف که قبلا او را نمی شناختم،کسی را دنبال من فرستاد تا به دیدارش بروم، وقتی شرفیاب شدم،آن عالم مقداری پول به من داد و فرمود: دیشب در خواب تو را به من معرفی کردند و گفتند قصد ساخت فیلم مهمی داری و…. من هم خواستم در این کار الهی تو سهیم باشم…»
🔴حالا دو سال است او از همه دردها و بخصوص درد دل ها راحت شده و ان شاالله در جوار قرب الهی متنعم است.
این پست را با تاخیر نوشتم تا شب جمعه به یاد او باشیم و صلوات و فاتحه ای نثار روحش کنیم.

منبع / نویسنده: حسین شمسیان