۴ گروه در نسبت باحجاب وجود دارند.
➕درست تفکیک نکنیم دچار خطای تحلیل می شویم.

۱⃣گروه اول؛ دختران خیابان انقلاب
این گروه معترض نیستند اغتشاش گرند؛ چرا؟ در جنگلی ترین حکومت ها نیز برای اعتراض به قانون، قانون شکنی نمی کنند . برداشتن حجاب یعنی قانون شکنی نه اعتراض به قانون.
مگر اعتراض شان به فراتر از قانون باشد که نامش براندازیست. رد شویم.

۲⃣گروه دوم
کسانی هستند که با یک دیدگاه شاذ فقهی معتقدند اساسا حجاب الزام شرعی ندارد. حجاب را در حد کفش پاکیزه می دانند. چیزی شبیه یک فضیلت اخلاقی.
این گروه فرقی بین جایگاه فردی و اجتماعی حجاب نیز قائل نیستند. با قرائتی نادر معتقدند زمان پیامبر هم الزام حجاب نداشتیم. این افراد تصور می کنند حکومت تنها به اموری مجازست که نعل به نعل آنرا در زمان حکومت نبوی داشته باشیم. به این افراد بگویید مالیات بر ارزش افزوده و کمربند ایمنی و سربازی و مواردی شبیه به این در کجای حکومت نبوی بوده است احتمالا فرصتی برای فکر کردن طلب کنند.

۳⃣گروه سوم
‌معتقدند حجاب واجب شرعیست. و از حجاب واجب تر هم نداریم. ضمنن‌مملکت را بی حجابی برده است.

۴⃣و اما گروه چهارم
این گروه معتقدست حجاب واجب شرعیست. ضمنن گرچه در حجاب یا بی حجابی افراد مختارند اما چون امر حجاب اجتماعیست دولتها می توانند از قوه قهریه استفاده کنند. مثل اینکه فرد در خوردن شراب در پستوخانه ها مخیرست اما در خیابان منع دارد.
این گروه بی حجابی را نقص می دانند اما معتقدست برخلاف تصور رایج‌جامعه ما گرفتار بی حجابی گسترده نیست.
مطابق این نظر برای تحلیل وضعیت حجاب باید دیگر تغییرات جامعه امروز را هم در نظر گرفت.
ضمن اینکه مغز حجاب حیاست که مردم ما ولو شل حجاب ها حیا دارند. حجاب در جامعه بیشتر از هر چیز مربوط به ظاهر و مد و زیبایی است و نشانه بی حیایی و بی عفتی نیست. این‌نکته بسیار کلیدیست.
برای همین همان بدحجاب نیز متعلق به جبهه حق است، هرچند نقص داشته باشد. نقصی که خیلی های دیگر به شکل های دیگر دارند و البته باید برطرف شود.
بله؛ والبته معلولست و نباید صرفا در قهریه متوقف شد اما ضرورت قهریه به روشنایی روزست.

منبع / نویسنده: محسن مهدیان