-رو شباهتِ اصلي روحاني و بني صدر در دوقطبي سازي نيست/گرانيگاه قدرت در حالِ بازگشت (2)

(قسمت دوم-آخر) بني صدر تمامي خصوصياتِ يك رئيس جمهورِ جذاب را داشت، آنقدر قدرتمند بود كه تمامي روحانيونِ انقلابي همچون شهيد بهشتي را به حاشيه رانده بود، او خصوصياتي داشت كه شايد بتوان كاريزماترين رئيس جمهورِ تاريخِ انقلاب دانستش.
بني صدر در اوجِ اقتدار حكومت مي راند، پشت بلندگو دستور مي داد تا مخالفينش را از سخنراني اش بيرون كنند(١٤ اسفند ٥٩) و طرفدارانش با تيغ موكت بري در همان جلسه به منتقدين حمله مي كردند و آب هم از آب تكان نمي خورد.

روزي كه بني صدر عزل شد، خرمشهر و چندين شهرِ ديگرِ ايران در اشغالِ عراق بود، رابطه ي ايران و آمريكا به طور كامل قطع شده بود، ايران تنها كشوري بود كه علنا در مقابلِ حمله ي شوروي به افغانستان ايستاده بود و سالها بود كه ملت ايران از شعارِ “مرگ بر شاه” عبور كرده  و به شعارِ “نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي” رسيده بودند.
روزي كه ابوالحسن بني صدر عزل شد، براي جامعه ايراني، گرانيگاهِ قدرت به طورِ كامل، از كاخ سفيد در واشنگتن، به حسينيه اي خشتي در جماران انتقال يافته بود و مهم ترين دليلي كه جامعه ي ايراني به خاطر آن به بني صدر راي داده بودند(سيطره ي نظامِ دوقطبي بر جهان) از بين رفته بود، اتفاقي كه هيچگاه بني صدر متوجه آن نشد.
كافي بود بني صدر به اولين لرزه هاي تسخير كه يك روز بعد از تسخير رخ داد و باعثِ بي توجهي جامعه ي ايراني به استعفاي بازرگان شد(با محبوبيتي اعجاب انگيز كه بازرگان داشت) توجه مي كرد.
بني صدر همچون قورباغه اي بود كه در طول ١٦ ماه آرام آرام در حالِ پختن بود و خودش متوجه نمي شد.

حسن روحاني بايد متوجه باشد كه شباهت اصلي اش به بني صدر در دوقطبي سازي جامعه نيست، گرانيگاهِ قدرتي كه بعد از تحريم هاي اوايلِ دهه ي نود از ايران خارج شده بود و همچنين برجامي كه او ايجاد كرد و تَرَك هايي كه پي  در پي بر آن وارد مي شود ، مهم ترين شباهتِ دورانِ او با بني صدر است.
گرانيگاهِ قدرت در حالِ بازگشت به ايران است و تنها دليلي كه حسن روحاني به خاطر آن رئيس جمهور شد(انتقالِ گرانيگاه قدرت به غرب در پي تحريم) در حالِ محو شدن است.
شايد حسن روحاني روزي متوجه شود كه در صحنِ علني مجلس، علي لاريجاني همچون هميشه با لحني آرام  مي گويد: عزل رئيس جمهور رأي آورد!
و آن روز حتي پرنده اي هم در ميدانِ بهارستان براي او نخواهد خواند.

نویسنده: سید یوسف مرادی
منبع: کانال تلگرام « پیاده رو »