نقد منصفانه – روا نبود از میان مصادیق متعدد سخنرانی پر نکته رهبر معظم انقلاب ، جناب زائری این چنین برجسته شوند و نقل محافل گردند. ولی حساسیت هایی که نسبت به ایشان ورزیده شد ، معلول شیوه نقدنگاری و نقدآموزی ای است که ایشان طی سالیان داشته اند.
ایشان از معدود روحانیانی است که نسبت به وقایع ریز و درشت پیرامون ، سریع و صریح اعلان موضع می کنند و باکی از تبعات اظهار این نظرات ندارند.
این ویژگی فی نفسه ممدوح و مطلوب است ؛ اما سخن در مدلی است که ایشان از “فرهنگ نقد” ارائه داده اند و می دهند.

در متن زیر دقت کنید:

🔶 آقای قرائتی مقصر نیست! ایراد از ما و رسانه ملی و فضای عمومی کشور است که یک ظرفیت را به جای حرمت نهادن و قدردانستن چنان می چلانیم و به آخر می رسانیم که این سرنوشت را پیدا کند!

 

🔶 اشکال از مدیران محترم رسانه ملی در آن سالهاست که برنامه زیبا و خاطره انگیز آقای قرائتی را در اوج پایان ندادند و مثل خیلی موضوعات دیگر بدون مدیریت ى تدبیر رهایش کردند!

 

🔶 مهم نیست که جناب آقای قرائتی چگونه عذرخواهی کند و چگونه به این موضوع خاتمه دهد. مهم این است که با ناشیگری ما یک سرمایه ملی چنین زخم و آسیب دیده و البته همه آن مدیران هم خود را کنار کشیده اند تا این پیرمرد محترم تک و تنها وسط این میدان بماند!

 

🔶 این بلایی است که سیستم بیمار و معیوب ما بر سر امامان جمعه ای می آورد که تپق می زنند، بر سر وزیرانی می آورد که توی جلسات رسمی مشغول چرت هستند، بر سر آیت الله هایی می آورد که به جای ابراز هوشیاری و اقتدار، تصویری منفعلانه و ضعیف به افکار عمومی منتقل می کنند!تقصیر ماست که هوشمندی توقف در اوج را نداریم!

🔷 متن بالا ، بخشی از پست جناب زائری پس از انتشار کلیپ معروف “استاد قرائتی و آقای دوربینی” است. این مدل تند و تیز نقد ، در پی واکنش سریع برای رفع اشکالات است. سعی دارد مشکلات را از ریشه حل کند و معمولا رد پای مدیران و مسئولان را در خرابی های ریز و درشت مملکت می جوید.

🔷 واکنش حجت الاسلام زائری به سخنان امروز رهبر معظم انقلاب بدیع و ستودنی بود. کمتر کسی در اینگونه از مواقع حاضر به پذیرش مرجعیت ضمیر می شود. و بر فرض پذیرش بازگشت ضمیر به خود ، یا سکوت و تغافل می کند یا با فرافکنی ، توپ را در زمین این و آن می اندازد. ولی ایشان در حرکتی منحصر به فرد ، اشکال را به خود گرفتند و فروتنانه تبعیت عملی خود را ابراز داشتند.

درباره متن جناب زائری نکات و حاشیه هایی است که در وقت خود باید به آن پرداخت ؛ ولی نکته مهمی در سخنان حضرت آقا بود که نباید از آن غفلت ورزید.

رهبری ، نقش دو دسته را در بسط فرهنگ بی حجابی محل تامل قرار دادند: یکی فریب خوردگانی که کف خیابان روسری سفید می چرخانند ؛ که اینها نه خطری به حساب می آیند و نه جریان خطیری محسوب می شوند.

دسته دوم خواصی هستند که ان شاء الله نادانسته به مساله فرعی “حجاب اجباری” ضریب ، و غافلانه ، تلقی و توقع غلطی از نظام اسلامی را به خورد فرهنگ عمومی داده اند. رهبری از این گروه با دو تعبیر ویژه یاد کردند: “مرا حساس کردند” و “انسان از عدم تشخیص اینها رنج می برد.”

🔷 جناب زائری ، اجتهاد نظری را از مشی عملی خود تفکیک کردند و خود را در یکی و نه دیگری ملزم به تبعیت دانستند. این نگاه البته مبتلا به اشکالاتی جدی است که به حول الهی درباره آن سخن خواهیم راند ولی مدل نقد ایشان به پدیده های مشابهی چون ماجرای استاد قرائتی ، توقع آفریده بود که ایشان تقصیر را به ورود غیر کارشناسانه خود در همه مباحث ارجاع دهند و بسط نظریات سطحی و کم مایه را عامل بروز این چنین رخدادهایی قلمداد کنند. خصوصا با این تذکر که جناب قرائتی تشر نابجا زدند ؛ نه اینکه چندین سال فکر آلوده و مسمومی را نشر دهند!

منبع / نویسنده: مصطفی امینی خواه