3 «جمهوری اسلامی» قالبی است که اسلام در آن جلوه می کند
ما در دوران نهضت و دوران انقلاب شعار ميداديم: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی». آيا ما به عنوان مسلمانی که از قرآن الهام گرفته و در مکتب دين تربيت شده ايم سه هدف در کنار هم داشته ايم؟! متاسفانه کسانی در اثر ضعف بينش دينی يا تحت تأثير فرهنگ الحادی واقع شده اند و فکر ميکنند «جمهوری اسلامی» دو چيز مرکب يا دو هدف است؛ يکی «جمهوريت»، و يکی «اسلاميت».آيا امام می آيد در کنار اسلام يک چيز ديگر را مطرح بکند تا آن وقت کسانی بيايند بگويند: «بله! تا به حال شما برای «اسلاميت» کار کرديد، «جمهوريت» را فراموش کرديد، در صورتي که اصل «جمهوريت» بود، ما حالا ديگر بايد برای «جمهوريت» کار بکنيم!»

از خطوط تبليغاتی که نشريات و شخصيت های اصلاح طلب عليه آيت الله مصباح يزدی دنبال می کردند،تبليغ ضديت آيت الله مصباح با مفاهيمی چون مردم، مردم سالاری دينی و جمهوری اسلامی بود. آنها با برجسته کردن عبارات و جملاتی از سخنرانی های مفصل بصورت تقطيع و تحريف شده، سعی در انجام اين هدف داشتند. روزنامه صبح امروز در ۱۶ شهريور ۱۳۸۷ (ص ۶) سخنانی از عبدالکريم سروش منتشر کرد که: «اگر تکاليف دينی يا حقوق دينی معارض با حقوق و تکاليف بيرون ديني کردند، حقوق و تکاليف بيرون دينی مقدمند. اين حکم کلی در عمل البته پيچيدگی هايی دارد… اين معنايش اين نيست که دين از خود هيچ ندارد. بحث بر سر راه حل در تعارض هاست.» همچنین روزنامه شرق در یادداشتی به تاریخ ۲۱ اسفند ۸۴ نوشت: «در كلمه “جمهوری اسلامی” اسلام، صفت جمهوريت است و اساس و پايه اين حكومت “جمهوريت” است و ميزان صفت اسلامی بودن اين “جمهوريت” بستگی تام به آن دارد كه مردم و جامعه تا چه حد اسلامی هستند (آن هم به معناي رايج كلمه) و همان طور كه براي جمهوريت نمی توانيم قيدی را به كار بريم برای اسلاميت به معنای شرعی بودن نيز نمی توانيم قيدی را به كار بريم. از آنجا كه شرعی بودن يك موضوع ازجمله حكومت منوط به آرای جمهور نيست، بنابراين هيچ نوع “جمهوريتی” نمي تواند منجر به تحقق يك حكومت “شرعی” شود …روشن است كه اساس جمهوری اسلامی بر جمهوريت است و اسلامی بودن آن وجه تضمين شده‌ای نيست و با زور هم نمی توان آن را محقق كرد، بلكه اسلاميت آن دقيقاً مرتبط با فعاليت ها و كوشش هايی است كه علاقه‌مندان به اسلام در اين جامعه انجام می دهند و مردم را به آن مفاهيم قانع می نمايند …اين گونه مباحث عمدتاً در جوامع رانتينر مطرح می شود، كه درآمد دولت ها مستقل از ملت است، در حالی كه در جوامع ديگر كه مردم بودجه و درآمد دولت را تامين می كنند، طرح اين مسائل بلاموضوع است، آن كس كه پول می دهد، مشروعيت و مقبوليت و قانون و اجرا و… را هم خودش تعيين می كند و مجالی برای اين گونه مباحث نخواهد بود.» متنی که از نظر می‌گذرانید، مواضع منتشر نشده آیت الله مصباح یزدی در خصوص این جنس شبهات در فضای آن روز جامعه است که برای اولین بار توسط رجانیوز منتشر می‌شود.

جمهوری اسلامی؛ یک حقیقت واحد یا دو چیز جدا از هم؟

ما در دوران نهضت و دوران انقلاب شعار ميداديم: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی». آيا ما به عنوان مسلمانی که از قرآن الهام گرفته و در مکتب دين تربيت شده ايم سه هدف در کنار هم داشته ايم؟! متاسفانه کسانی در اثر ضعف بينش دينی يا تحت تأثير فرهنگ الحادی واقع شده اند و فکر ميکنند «جمهوری اسلامی» دو چيز مرکب يا دو هدف است؛ يکی «جمهوريت»، و يکی «اسلاميت».آيا امام می آيد در کنار اسلام يک چيز ديگر را مطرح بکند تا آن وقت کسانی بيايند بگويند: «بله! تا به حال شما برای «اسلاميت» کار کرديد، «جمهوريت» را  فراموش کرديد، در صورتي که اصل «جمهوريت» بود، ما حالا ديگر بايد برای «جمهوريت» کار بکنيم!» حتی گفتند که اگر «جمهوريت» با «اسلاميت» تضاد پيدا کند، «جمهوريت» مقدم است!» متاسفيم که از تعليمات قرآن بهره ای نگرفته اند، والا کسی که اسلام را شناخته و از تعاليم قرآن بهره گرفته باشد، شاگردی امام کرده يا ساير اساتيدی که معارف الهی و توحيدی را درک کردند و نشر دادند و تعليم دادند، هرگز به چنين چيزی راضی نمی شود.

ما يک هدف اصلی بيشتر نداريم و آن هم خداست. در فعاليت های اجتماعی هم «نظام اسلامی» است. «جمهوری اسلامی» قالبی است که اسلام در آن جلوه می کند. همان بيانی که مرحوم شهيد مطهری فرمودند که: «جمهوريت قالب و محتوايش اسلام است». ممکن است سوال کنيد پس چرا امام فرمود «جمهوری اسلامی» و نفرمود «اسلام» يا «حکومت اسلامی»؟ انتخاب واژه «جمهوری» براي نفی سلطنت بود؛ يعنی رژيمی که ما می خواهيم ايجاد بکنيم سلطنتی نيست، رژيمی نيست که به ارث از پدر به پسر برسد، رژيمی است که بايد افراد شايسته انتخاب بشوند. امام در اين زمينه فرمودند: «آنها که می گويند ما حکومت اسلامی می خواهيم يا جمهوری اسلامی مي خواهيم، تحقق جمهوری اسلامی نفی رژيم سلطنتی است و نفی رژيم سلطنتی نفی شاه است…البته هدف نهايی عبارت از تاسيس يک حکومت عدل اسلامی است.»

اين رژيم در ادبيات سياسی اسمش «جمهوری» است، اما نه «جمهوری ای که در غرب است، «جمهوری دموکراتيک»، نه! «جمهوری»ای که محتوايش اسلام باشد؛ پس هدف، برقراری اسلام در يک نظام حکومتی است، که  امروز وقتی سلطنتی نبود اسمش «جمهوری» است، نه اينکه در کنار اسلام ما يک هدف ديگری به نام «جمهوری» داشته باشيم… «جمهوری اسلامی» هم که می گوييم دو چيز نيست «جمهوری» و «اسلامی»؛ ابداً. مقام معظم رهبري هم همين نظر را دارند.

جمهوری بدون محتوای اسلامی فرقی با سلطنت ندارد

به قول طلبه‌ها اين وصف «تقييدی» است، «ترکيبی» نيست. ما آن «جمهوری» را می خواهيم که محتوايش «اسلام» است، اگر نباشد برای ما با «سلطنتی» فرق نمی کند. وقتی «اسلامی» نشد؛ چه «جمهوری» باشد، چه «سلطنتی». آن چيزی که هدف ماست که هدف ماست «تحقق اسلام» است، منتهی «سلطنت» با حکومت اسلامی تضاد دارد، اساسش با ارزش های اسلامی نمی سازد، پس آن را بايد نفی کرد، فقط چيزی که می ماند در ادبيات سياسی اسمش «حکومت جمهوری» است.(بيانات آيت الله مصباح در مسجد چهارمردان قم، بهمن ۱۳۷۹)

جدایی جمهوریت و اسلامیت مغالطه‌ است

بنده به طرح جدايي و تقابلِ جمهوريت و اسلاميت خوش‏بين نيستم، اين مسئله را مطرح كردند كه ما، در نظام جمهوری اسلامی دو عنصر داريم. يكى جمهوريت است و يکی اسلاميت؛ كأنه نظام ما «جمهورى» و «اسلامى» است؛ و آنوقت ادعا كردند كه درطول اين بيست سال فقط روى اسلاميت كار شده، نه روى جمهوریت؛ جمهوريت فراموش شده و حالا بايد براى جمهورى كار بكنيم و حتى تصريح کرده که جمهوريت بر اسلاميت مقدم است!

اين يك مغالطه ‏ايست که بنده شديدا با اين مبارزه كرده و خواهم نمود كه ما دو چيز نداريم. اين تركيب تقیيدى است نه تركيب عطفى؛ نظام ما «جمهورى» و «اسلامى» نيست، بلکه نظام ما «جمهورىِ اسلامى» است؛ يعنى جمهورى‌ای كه محتوايش اسلام باشد. بنابراين ما دو عنصر در كنار هم نداريم كه بگوئيم در مورد اسلامش بحث کرده و حالا بايد در مورد جمهوريتش بحث بكنيم. بايد مردم، مسئولان شايسته را با واسطه يا بی واسطه انتخاب كنند. منظور از جمهوريت يعنى همين، تا حالا هم به همين صورت بوده است؛ آيا در اين قالبِ جمهوريتى که از اول نظام بوده، اسلام محتوای آن است يا خير؟

در بُعد محتوای اسلامی نظام بسیار هم کم کار شده است

برخلاف آنچه آقايان مى‏گويند در بخش محتوای نظام، بسيار ضعيف كار شده است. خود امام هم فرمود «بويى از اسلام آمده»، عرض ما اين است آنچه امام فرمود «بويى از اسلام آمده است» را بايد تقويت كنيم. اين بو تقويت بشود و كم كم برسد به جوهر اسلاميت و تدريجا برسيم به روزى كه انشاءالله به دست وجود مقدس ولى عصر، کل اسلاميت تحقق پیدا کند. بايد به اين سمت حرکت نماييم؛ اما برخی برعکس می خواهند، همين اندازه اي که بويي از اسلام آمده را هم تضعيف و فراموش نمايند. آنكه بنده با آن مخالفت کرده و تاکيد می نمايم اين بوده كه ما دو چيز نداريم؛ يكى جمهوريت، يكى اسلاميت. اين تركيب قالب و محتواست. اگر يك شيرينى را به يك شكل خاصى بسازند، «شكل» يك چيزى نيست و «شيرينى» يك چيز ديگر، بلکه اين همان شيرينى است كه به اين شكل ساخته شده است. قالب جمهورى و محتوا اسلام است و ما اين را جدا نکرده و جدایی آنها را قبول نداريم و اين تركيب، عطفی نبوده بلکه ترکيب تقیيدی است.»(مصاحبه مطبوعاتي آيت الله مصباح يزدي،۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۰)

منبع: سایت رجانیوز